سرود زیبایی
شانههاي تو
همچو صخرههاي سخت و پرغرور
موج گيسوان من در اين نشيب
سينه ميكشد چو آبشار نور
شانههاي تو
چون حصارهاي قلعهاي عظيم
رقص رشتههاي گيسوان من بر آن
همچو رقص شاخههاي بيد در كف نسيم
شانههاي تو
برجهاي آهنين
جلوه شگرف خون و زندگي
رنگ آن به رنگ مجمري مسين
در سكوت معبد هوس
خفتهام كنار پيكر تو بيقرار
جاي بوسههاي من بر روي شانههات
همچو جاي نيش آتشين مار
شانههاي تو
در خروش آفتاب
داغ پرشكوه
زير دانههاي گرم و روشن عرق
برق ميزند چو قلههاي كوه
شانههاي تو
قبلهگاه ديدگان پرنياز من
شانههاي تو
مهر سنگي نماز من
از دفتر: «عصیان»
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۶/۱۳ ساعت 12:56 توسط عاطفه
|