خاطره
آیینهها دچار فراموشیاند
و نام تو
ورد زبانِ کوچهی خاموشی
امشب
تکلیف پنجره
بیچشمهای باز تو روشن نیست!
از دفتر: «گلها همه آفتابگردانند»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۶/۰۲/۰۶ ساعت 11:30 توسط عاطفه
|
آیینهها دچار فراموشیاند
و نام تو
ورد زبانِ کوچهی خاموشی
امشب
تکلیف پنجره
بیچشمهای باز تو روشن نیست!
از دفتر: «گلها همه آفتابگردانند»