در مسیر باد
ساکت و تنها
چون کتابی در مسیر باد
میخورد هر دم ورق اما
هیچکس او را نمیخواند
برگها را میدهد بر باد
میرود از یاد
هیچچیز از او نمیماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هرجا که بادا باد!
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را
هم خدا
هم ناخدا
باد است!
از دفتر: «تنفس صبح»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ ساعت 14:36 توسط عاطفه
|