سرمایهی دل (به دوستان هنرمند)
این حنجرهی این باغ صدا را نفروشید
این پنجره، این خاطرهها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق، فروشیست
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها، بهخدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچهی راز خدا را نفروشید
سرمایهی دل نیست بهجز آه و بهجز اشک
پس دستکم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آیینهای جز دل ما نیست
آیینه شمایید، شما را نفروشید
در پیلهی پرواز بهجز کرم نلولد
پروانهی پروازِ رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هرولهی سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظرهی دورنما را نفروشید
از دفتر: «دستور زبان عشق»
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۵ ساعت 14:28 توسط عاطفه
|