گلی را که دیروز

به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو

امروز پژمرد

همه لطف و زیبایی‌اش را

که حسرت به روی تو می‌خورد و

هوش از سر ما به تاراج می‌برد

گرمای شب برد

صفای تو اما گلی پایدار است

بهشتی همیشه بهار است

گل مهر تو در دل و جان

گل بی‌خزان

گل تا که من زنده‌ام، ماندگار است

فریدون مشیری

از دفتر: «لحظه‌ها و احساس»