پرنده مردني است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان ميروم و انگشتانم را
بر پوست کشيدهي شب ميکشم
چراغهاي رابطه تاريکند
چراغهاي رابطه تاريکند
کسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنيست
از دفتر: «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۷ ساعت 16:13 توسط عاطفه
|