راز

هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق
هم دعا کن گره تازه نيفزايد عشق
قايقي در طلب موج به دريا پیوست
بايد از مرگ نترسيد، اگر بايد عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شايد اين بوسه به نفرت برسد، شايد عشق
شمع افروخت و پروانه در آتش گل کرد
ميتوان سوخت اگر امر بفرمايد عشق
پيلهي عشق من ابريشم تنهايي شد
شمع حق داشت، به پروانه نميآيد عشق
فاضل نظری
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ ساعت 9:54 توسط عاطفه
|