حادثه
بیا ببین که مرگ هم حریف ما نمیشود
ببین که قامت من از حادثه تا نمیشود
تو نیستی خدای من، من و تو هر دو بندهایم
فریب سروری مخور، بنده، خدا نمیشود
هزار تیر حادثه، کمین گرفته در کمان
ولی اگر نخواهد او ، یکی رها نمیشود
وعدهی خوشبختی من، به خواب مانده تا ابد
گناه زنده بودنم که بی جزا نمیشود
همیشه مرگ قصهها، مرثیهساز قصه نیست
زوال این همه صدا که بی صدا نمیشود
اردلان سرفراز
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ ساعت 9:25 توسط عاطفه
|