ديشب آمد پيشم و اتمام حجت كرد

ساعتي با او،

راه مي‌رفتيم.

گفت او ...، گفتم ...

هرچه گفت آخر پذيرفتم

 

من نمي‌دانم چه صنعت كرد،

ديشب آمد پيشم و اتمام حجت كرد

و مرا آخر به پايانم

با لب پر خنده دعوت كرد.

 

من نمي دانم چه‌ها گفتم،

هم خوش و خندان، هم آشفتم

بعد از آن خفتم.

 

مهدی اخوان ثالث