پایانم، دیشب
ديشب آمد پيشم و اتمام حجت كرد
ساعتي با او،
راه ميرفتيم.
گفت او ...، گفتم ...
هرچه گفت آخر پذيرفتم
من نميدانم چه صنعت كرد،
ديشب آمد پيشم و اتمام حجت كرد
و مرا آخر به پايانم
با لب پر خنده دعوت كرد.
من نمي دانم چهها گفتم،
هم خوش و خندان، هم آشفتم
بعد از آن خفتم.
مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ ساعت 12:0 توسط عاطفه
|